دونات
رو به روی گنبد طلایی نشسته بودم کتاب دعا را بستم. نزدیک به اذان ظهر بود بعد از صبحانه چیزی نخورده بودم احساس ضعف کردم. خانم بغل دستیم یک دونات رضوی در دست داشت و میخورد. وقت برای بیرون رفتن نبود هر آن اذان میگفتند و از نماز جماعت می ماندم. رو به گنبد طلایی کردم برای شوخی گفتم:( یا امام رضا منم دونات رضوی میخوام 😃 ) بلند شدم که به صف های نماز جماعت بپیوندم. همان خانم بغل دستیم با یک دونات رضوی در دست رو به من گفت :(خانم اینم برای شما باشه ببخشید یه دونه س و برای آقاتون دیگه نیس) من که به خواسته ام رسیده بودم ولی شرم کردم و گفتم:(نه ممنون برای خودتون باشه.) اصرار کرد که حتما بگیرم و من با تشکر گفتن گرفتم. هیچ دوناتی به آن خوشمزگی نخورده بودم چون آن دونات از طرف بابا رضا بود🥰 #امام_رضا_علیه_السلام #مشهد_مقدس #دونات_رضوی #مهر1404 #به_قلم_خودم
